ارتباط با ما 02144787082

مغز چه می‌کند وقتی از عملکرد خود بی‌خبریم

زمان مطالعه: 4 دقیقه مغز چه می‌کند وقتی از عملکرد خود بی‌خبریم دکتر هال بلومنفلد، پزشک، استاد نورولوژی در دانشکده پزشکی ییل (YSM)، یک روز بعد از ظهر از استخر بیرون آمد و نتوانست ساعتش را پیدا کند. او مطمئن بود که آن را در کنار استخری که وارد آن شده بود، جا گذاشته است. او ساعت را در ...

مغز چه می‌کند وقتی از عملکرد خود بی‌خبریم
4 دقیقه
0 دیدگاه
مهسا نعمتی
زمان مطالعه: 4 دقیقه

مغز چه می‌کند وقتی از عملکرد خود بی‌خبریم

دکتر هال بلومنفلد، پزشک، استاد نورولوژی در دانشکده پزشکی ییل (YSM)، یک روز بعد از ظهر از استخر بیرون آمد و نتوانست ساعتش را پیدا کند.

او مطمئن بود که آن را در کنار استخری که وارد آن شده بود، جا گذاشته است. او ساعت را در انتهای دیگر استخر پیدا کرد. او خودش هنگام شنا آن را جابجا کرده بود، بدون اینکه خاطره‌ای از این کار داشته باشد.

بلومنفلد می‌گوید: «من اصلاً نمی‌دانستم که این کار را انجام داده‌ام. اما واضح است که این کار را کردم.»

یک مطالعه جدید YSM که در PNAS Nexus منتشر شده و توسط بلومنفلد و دکتر دیوید اس. جین، دانشجوی سابق دکترا در برنامه علوم اعصاب بین‌دپارتمانی ییل، رهبری می‌شود، اولین مطالعه‌ای است که سیگنال‌های مغزی را بررسی می‌کند که تعیین می‌کنند آیا ما هنگام انجام اعمال خود از آنها آگاه هستیم یا خیر، و به بحثی که بیش از ۱۳۰ سال ادامه داشته است، پایان می‌دهد.

بحثی به قدمت یک قرن: مغز چگونه آگاهی را مدیریت می‌کند

در اواخر قرن نوزدهم، روانشناسان ویلیام جیمز و ویلهلم وونت، نظریه‌های متضادی را در مورد آگاهی از عمل مطرح کردند.

جیمز معتقد بود که آگاهی پس از یک عمل، از طریق بازخورد حسی، حاصل می‌شود. وونت استدلال می‌کرد که این آگاهی از عمل برنامه‌ریزی و شروع حرکت توسط مغز، قبل از وقوع هرگونه احساسی، ناشی می‌شود.

این بحث حل نشده باقی ماند زیرا هیچ کس روشی برای آزمایش آن نداشت.

اما جین، بیش از یک قرن بعد، ایده‌ای داشت. راه حل او تطبیق بازی پازل بلوک کشویی Rush Hour بود که در آن بازیکنان ماشین‌ها و کامیون‌های اسباب‌بازی را حرکت می‌دهند تا مسیری برای خروج یک ماشین اصلی از پازل ایجاد کنند.

برای این مطالعه، جین از شرکت‌کنندگان خواست که همزمان با تماشای ویدیوهای پس‌زمینه که به آنها گفته شده بود حفظ کنند، بازی را انجام دهند.

به صورت دوره‌ای، بازی متوقف می‌شد و از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شد آخرین حرکت خود را شناسایی کرده و اعتماد به نفس خود را ارزیابی کنند. پاسخ‌های صحیح با اعتماد به نفس بالا “آگاه” تلقی می‌شدند. پاسخ‌های نادرست با اعتماد به نفس پایین “ناآگاه” برچسب‌گذاری می‌شدند.

جین، که اکنون دانشجوی فوق دکترا در دانشگاه آلاباما در بیرمنگام است، می‌پرسد: «اگر شما به درستی آنچه را که انجام می‌دهید گزارش دهید، اما هیچ گونه اختیاری در آن احساس نکنید، آیا این آگاهی واقعی است؟»

«وقتی از نقطه A به نقطه B رانندگی می‌کنید و از ماشین خود پیاده می‌شوید و فکر می‌کنید، “صبر کنید، چطور به اینجا رسیدم؟” – می‌خواستم آن احساس را در یک کار رفتاری خلاصه کنم.»

محققان فعالیت مغز را با الکتروانسفالوگرافی (EEG) در ۶۷ شرکت‌کننده هنگام انجام این کار اندازه‌گیری کردند.

آنها دریافتند که سیگنال‌های مغزی بین حرکات آگاهانه و ناآگاهانه، قبل و بعد از عمل، متفاوت است.

یک سیگنال برنامه‌ریزی حرکتی به نام مثبت‌اندیشی پیش از حرکت در آزمایش‌های آگاهانه قوی‌تر بود. یک سیگنال پردازش حسی به نام N140 که به آگاهی از حس بدنی مرتبط است نیز افزایش یافت. هیچ‌کدام به تنهایی کافی نبودند.

بلومنفلد می‌گوید: «معلوم شد که جیمز و وونت هر دو درست می‌گفتند. هر دو سیگنال مربوط به اراده و ادراک وقتی از کاری که انجام می‌دهیم آگاه هستیم، بزرگتر هستند.»

این مطالعه همچنین عامل سومی را که هیچ یک از نظریه‌پردازان پیش‌بینی نکرده بودند، کشف کرد: با عمیق‌تر شدن کار شرکت‌کنندگان در طول جلسه، قطر مردمک چشم – که نشان‌دهنده‌ی کاهش هوشیاری است – کوچک‌تر شد و آگاهی به طور پیوسته کاهش یافت.

بلومنفلد توضیح می‌دهد: «با ادامه‌ی کار، شرکت‌کنندگان کمی حوصله‌شان سر رفت، کمی خسته‌تر شدند، کمی حواسشان پرت شد. مردمک چشم‌هایشان کوچک‌تر و کوچک‌تر شد و از کاری که انجام می‌دادند کمتر و کمتر آگاه شدند.»

از نظر بلومنفلد، سیگنال‌های متعدد نشان‌دهنده‌ی چیزی اساسی هستند. «هوشیاری آنقدر مهم است که از نظر تکاملی منطقی است که افزونگی وجود داشته باشد. چیزهای زیادی بر میزان آگاهی یا ناآگاهی ما از کاری که انجام می‌دهیم تأثیر می‌گذارند.»

ناآگاهی یک ویژگی مفید است

این یافته‌ها همچنین ناآگاهی را نه به عنوان یک شکست، بلکه به عنوان یک ویژگی تعریف می‌کنند. جین می‌گوید: «آگاهی همیشگی از اعمالتان واقعاً آزاردهنده است. شاید ناآگاهی از عمل است که باعث می‌شود زندگی روزمره روان پیش برود. تصور کنید که یک موسیقیدان هستید و باید لحظه به لحظه به تک تک نت‌ها فکر کنید.»

علاقه جین به این موضوع تا حدودی شخصی است. او به عنوان فردی مبتلا به صرع، تجربه دست اول از مکالمه و نواختن پیانو در حین تشنج، بدون هیچ خاطره‌ای از آن پس از آن، را داشته است.

او می‌گوید: «توانایی انجام همه این اعمال پیچیده و در عین حال عدم توانایی توصیف آنها پس از آن، فوق‌العاده جذاب است.»

همان سیگنال‌های مغزی که در شرکت‌کنندگان ناآگاه مختل می‌شوند، در بیماران مبتلا به پارکینسون نیز کاهش می‌یابند، و اختلالات مشابهی در اسکیزوفرنی و پس از سکته مغزی ظاهر می‌شود، شرایطی که اختلال در آگاهی از اعمال خود، عواقب واقعی برای تشخیص، توانبخشی و سوالات قانونی در مورد نیت دارد.

هزاران مطالعه، آگاهی ادراکی را بررسی کرده‌اند، اما سوال معادل آن برای عمل تا حد زیادی بی‌پاسخ مانده است.

بلومنفلد می‌گوید: «این اساساً کل نیمه دوم این حوزه را باز می‌کند. اساساً میزان تحقیقاتی را که اکنون می‌توان انجام داد دو برابر می‌کند.»

گام بعدی آزمایشگاه، تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) است که وضوح فضایی بهتری را برای حل برخی از معماهای باقی‌مانده مطالعه ارائه می‌دهد، از جمله اینکه چگونه سیگنال‌های عمیق مغز که توسط EEG سطحی قابل دسترسی نیستند، ممکن است در آگاهی نقش داشته باشند.

جین با تأمل در مورد اینکه نتایج چقدر او را شگفت‌زده کرد، می‌گوید: «وقتی برای اولین بار شروع کردم، فکر می‌کردم که مرد آهنی را فرا می‌خوانم. یک سیگنال واضح که می‌تواند آگاهی از عمل را توضیح دهد. اما وقتی تمام سیگنال‌هایی را که مشاهده می‌کردیم بررسی کردم، واقعاً مانند گردهمایی انتقام‌جویان بود: سیگنال‌هایی در تعدادی از حوزه‌های شناختی مختلف، که همه به طور همزمان ظاهر می‌شوند.»

لینک مفید:حسگرهای کوچک، تأثیر بزرگ: نانوکاوشگرها درک شیمی مغز را متحول می‌کنند

بیشتر بدانید:دانشمندان دستگاه جدیدی برای تشخیص تومورهای مغزی با استفاده از ادرار ساخته‌اند!

بیشتر بخوانید:نانوذرات می‌توانند در درمان سکته مغزی کمک کنند

 

تاریخ:1405/4/30

مهسا نعمتی

دیدگاهتان را بنویسید